الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

279

علل الشرايع ( فارسي )

حديث ( 13 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از احمد بن ابى عبد الله ، از محمّد بن اسماعيل بن بزيع ، از جعفر بن بشير ، از ابى حصين ، از ابى بصير از امام باقر يا امام صادق عليهما السّلام ، نقل كرده كه فرمودند : حديثى را كه مرجئى مذهب يا قدرى مسلك و يا خارجى مرام براى شما آورد و نسبت آن را به ما داد تكذيب نكنيد زيرا شما نمىدانيد شايد حديث حق و صحيح باشد آن وقت بدين ترتيب حق عزّ و جلّ را در فوق عرشش تكذيب كرده‌ايد . حديث ( 14 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از محمّد بن وليد و سندى بن محمّد ، از ابان بن عثمان احمر ، از محمّد بن بشير و حريز از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام ، حريز مىگويد : محضر مبارك امام عليه السّلام عرض كردم : امرى بر من سختتر از اين نيست كه بين اصحاب ما اختلاف مىباشد ؟ امام عليه السّلام فرمودند : اين اختلاف از جانب من بوده و من بين آنها اختلاف انداخته‌ام . حديث ( 15 ) محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار ، از احمد بن محمّد ، از ابن سنان ، از ابى ايّوب خزّاز ، از كسى كه براى او حديث را از حضرت ابى الحسن عليه السّلام نقل كرده ، امام عليه السّلام فرمودند : اختلاف بين اصحاب من براى شما رحمت است و نيز فرمودند : هنگامى كه اصحاب من بينشان اختلاف باشد من شما را بر امر واحدى متّفق خواهم نمود . و از آن جناب راجع به اختلاف اصحاب و سبب آن پرسيدم ؟ حضرت فرمودند : من اين اختلاف را بين اصحاب انداخته‌ام و جهتش آن است اگر متّفق باشيد و بين شما اختلافى نباشد دشمنان گردنتان را خواهند زد . حديث ( 16 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از محمّد بن عبد الجبّار ، از حسن بن على بن فضّال ، از ثعلبة بن ميمون ، از زراره ، از حضرت ابى جعفر عليه السّلام ، زراره مىگويد : از آن حضرت مسأله اى را سؤال كردم و ايشان جوابم را دادند ، سپس مردى آمد و از همان مسأله پرسيد و حضرت بر خلاف جوابى كه به من داده بودند به او دادند ، بعد مردى ديگر آمد و از همان مسأله جويا شد و امام جوابى بر خلاف جوابى كه به من